شما در
اینترنت
به دنبال
چه هستید ؟
و به چه امکاناتی
نیاز دارید؟
+ نوشته شده در
90/03/23ساعت 14:43  توسط مجتبی روزگار
|
سلام
آرزوها

بارالها
به من خلق نیکوی عطا کن
تا با تمام مخلوقاتت با نهایت محبت برخورد کنم
و معجزه لب خند را بر گل چهره ها بنشانم
و دلهای شیشه ایشان را شاد کنم
و این کار را عبادت خاص من به درگاه با عظمتت قبول کن
امین یا رب العالمین
ای کاش....
آرزو دارم..........
انشاءالله .................
خدا کمک کنه .....................
هدفم .........................................
دوست دارم ................................................
من آرزو دارم در زمان ظهور امام زمان علیه السلام..................
هر آرزوی دارید خدا بهترینش رو بهتون بده انشاءالله.........................................
چند سوال؟
1_آرزوی شما چیه؟...........................................................................................
2_بهترین چیه؟.........شما بهترین را چه می دانید؟.........شما بهترین هستید؟...............
3_بهترین وبلاگی که دیدید آدرسش چیه؟..............................................................
4_بهترین دوست شما کیه؟.............................................................................
5_بهترین آرزو چیه؟.........................................................................................
6_ چرا نظر ها متفاوت هست؟.......................................................................
شما برای رسیدن به آرزوهاتون چه می کنید؟
آقا سعید خواسته در اینجا بپرسیم
آیا برای رسیدن به آرزوهاتون نذر می کنید؟ چه نذری؟ و به نذر اعتقاد داری یا نه؟
+ نوشته شده در
89/10/02ساعت 12:5  توسط مجتبی روزگار
|
+ نوشته شده در
91/02/19ساعت 14:29  توسط مجتبی روزگار
|
+ نوشته شده در
90/07/28ساعت 18:8  توسط مجتبی روزگار
|
زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
مقدمه:
امام علی بن موسیالرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام میباشند.
ایشان در سن 35 سالگی عهدهدار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختیها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی مینماییم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
90/07/16ساعت 10:43  توسط مجتبی روزگار
|
پیرمردی صبح زود از خانه اش بیرون آمد.پیاده رو در دست تعمیر بود به همین خاطر در خیابان شروع به راه رفتن کرد که ناگهان یک ماشین به او زد.مرد به زمین افتاد.مردم دورش جمع شدند واو را به بیمارستان رساندند. پس از پانسمان زخم ها، پرستاران به او گفتند که آماده عکسبرداری از استخوان بشود.پیرمرد در فکر فرو رفت.سپس بلند شد ولنگ لنگان به سمت در رفت و در همان حال گفت:"که عجله دارد ونیازی به عکسبرداری نیست" پرستاران سعی در قانع کردن او داشتند ولی موفق نشدند.برای همین از او دلیل عجله اش را پرسیدند. پیر مرد گفت:" زنم در خانه سالمندان است.من هر صبح به آنجا میروم وصبحانه را با او میخورم.نمیخواهم دیر شود!" پرستاری به او گفت:" شما نگران نباشید ما به او خبر میدهیم. که امروز دیرتر میرسید." پیرمرد جواب داد:"متاسفم.او بیماری فراموشی دارد ومتوجه چیزی نخواهد شد وحتی مرا هم نمیشناسد." پرستارها با تعجب پرسیدند: پس چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او میروید در حالی که شما را نمیشناسد؟"پیر مرد با صدای غمگین وآرام گفت:" اما من که او را مي شناسم پیر مرد عاشق
+ نوشته شده در
90/04/14ساعت 14:0  توسط مجتبی روزگار
|
روزي مردي , عقربي را ديد که درون آب دست و پا مي زند . او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نيش زد. مرد باز هم سعي کرد تا عقرب را از آب بيرون بياورد , اما عقرب بار ديگر او را نيش زد . رهگذري او را ديد و پرسيد:"براي چه عقربي را که نيش مي زند , نجات مي دهي" . مرد پاسخ داد:"اين طبيعت عقرب است که نيش بزند ولي طبيعت من اين است که عشق بورزم
+ نوشته شده در
90/04/14ساعت 14:0  توسط مجتبی روزگار
|
روزی پسر بچه ای در خیابان سكه ای یك سنتی پیدا كرد . او از پیدا كردن این پول ،آن هم بدون هیچ زحمتی ، خیلی ذوق زده شده . این تجربه باعث شد كه بقیه روزها هم با چشمهای باز ، سرش را به سمت پایین بگیرد ( به دنبال گنج ) !!! او در مدت زندگیش ، 296 سكه 1 سنتی ، 48 سكه 5 سنتی ، 19 سكه 10 سنتی ، 16 سكه 25 سنتی ، 2 سكه نیم دلاری و یك اسكناس مچاله شده 1 دلاری پیدا كرد . یعنی در مجموع 13 دلار و 26 سنت . در برابر به دست آوردن این 13 دلار و 26 سنت ، او زیبایی دل انگیز 31369 طلوع خورشید ، درخشش 157 رنگین كمان و منظره درختان افرا در سرمای پاییز را از دست داد . او هیچ گاه حركت ابرهای سفید را بر فراز آسمان ، در حالی كه از شكلی به شكل دیگر در می آمدند ، ندید . پرندگان در حال پرواز ، درخشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر ، هرگز جزئی از خاطرات او نشد
+ نوشته شده در
90/04/14ساعت 13:57  توسط مجتبی روزگار
|


سلام
خوبی

نامرد یک نظر که رایگان هست؟
استو نخواستیم 
چرا تبریک نگفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فکرش هم نمی کردم تبریک نگی؟؟؟؟؟

گفتم اس بده
نه سفید بفرست
اونم وقت بی وقت 
نامرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
لطفا پروفایل رو بخوان چی میشه 
دوست داشتی خبر نامه هم عضو شو ایمیل های خوبی میفرستم


اگر واقعا خارج هستی و خالی نمی بندی برام یک کار انجام می دهی؟
ممنون که آمدی به وبم
تشکر
+ نوشته شده در
90/03/23ساعت 14:59  توسط مجتبی روزگار
|
+ نوشته شده در
90/03/23ساعت 12:34  توسط مجتبی روزگار
|